غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
26
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
ايشوع « 59 » پسر نون او خليفه و وصى موسى بود . بيست و هفت سال امور بنى اسرائيل را اداره مىكرد . فرزندان قومى را كه از مصر بيرون آمده بودند به سرزمين موعود رسانيد ، نه پدران را زيرا خداوند موسى را فرمود : « به بنى اسرائيل بگو : اى قوم بدكردار ، من تا ابد زندهام و شما زودا كه گمراه شويد و چهل سال سرگردان بمانيد تا پيكرهاتان بر زمين افتد و در اين باديه بپوسد ولى فرزندان شما به سرزمين موعود خواهند رسيد اما از شما كس بدان سرزمين پاى نخواهد سود مگر كاليب « 60 » پسر يوفنيا و ايشوع پسر نون . ايشوع هفت امت از امتهاى كنعانى را مقهور خواهد ساخت و پادشاهانشان را خواهد كشت و سى و يك شهر را ويران خواهد نمود و زمينى را كه مىگيرد ميان سبطها تقسيم خواهد كرد و آنان را به ويران ساختن بتكدهها فرمان خواهد داد و خواهد گفت كه با زنان اقوام ديگر زناشويى نكنند و از ذبايحشان نخورند و هر سال در بيت المقدس گرد آيند تا فينخاس ، پسر اليعازر كاهن ، كتاب خدا را برايشان بخواند » . پس با تمام آنچه گفته بود به مخالفت برخاستند و خدا را عصيان كردند . ايشوع پسر نون ، آنان را در زمينى گرد كرد و فرشتهء خدا به صورت انسانى آشكار شد و با بانگى بلند فرياد زد : « اى بنى اسرائيل سخن خدا را بشنويد . خدا مىگويد : « من پروردگار شما هستم . شما را از بندگى مصريان رهانيدم و دريا را برايتان شكافتم و شما را چهل سال در باديه رهبرى كردم و من و سَلوى خورانيدم و شما را زندگى خوش ارزانى داشتم . جامهء تنتان كهنه نشد و موهاى سرتان آشفته و درهم نگشت و پيرهنتان شوخگن نگرديد . آنگاه از درون آتش با شما سخن گفتم و برايتان كتاب فرو فرستادم و زمينى را كه شير و عسل از آن مىجوشيد به ميراثتان دادم . ولى شما مرا عصيان كرديد و پيمان مرا شكستيد و آيات مرا از ياد برديد . پس به نام خودم سوگند كه اين امتها را از برابر شما پراكنده نخواهم ساخت بلكه آنان را در برابر شما قرار خواهم داد و اين سبب شوربختى شما خواهد شد . » چون بنى اسرائيل اين سخنان را شنيدند ، نشستند و گريستند . از اين رو آن زمين را زمين گريه گويند . سپس ايشوع آنان را به خانههايشان بازگردانيد و خود در سن صد و دو سالگى بمرد .